35 هفتگی
سلام پسرم.الهی مامان فدات بشه که جات تنگ شده ولی بازم اونتو شلوغ میکنی.همچین میلرزی بعضی وقتا احساس میکنم داره زلزله میاد.اخه ققلی من پارسال که تو نبودی تو ورزقان و اهر زلزله شدید اومد.از اون موقع از هر لرزش و صدایی میترسم.. واما اتفاقات این هفته: سه شنبه چهار شنبه مامان جون و خاله و بابا کل اشپزخونه رو تمیز کردیم.الان دیگه همه چی واسه اومدنت مهمیاست عزیزم.بابا واسمون خاویار درست کرده بود همه باهم خوردیم. عصرشم رفتیم دکتر گفت همه چی خوبه .شنبه هم میریم سونوگرافی بازم میبینیمت.قربونت برم برگشتنی رفتیم فرشت که واسه اتاقت کوچیک بود و عوض کردیم مدیار قبل اینکه تو بیایی مامان مرغ عشق داشت خیلی هم دوستشون داشتم ...
نویسنده :
sanhad
17:52








